.: BraveTools :.
تابلوی گفتمان سايت
مدير
سايت: مدیر -
توقف ارتباط
|
| سلام: خواستم از اقدامات حراست در روز ۴ شنبه سوری تشکر کنم |
| مصطفی: نتيجمو اوورد |
| مصطفی: خانم آل طاها لطف کنيد اگه نتيجتون رو تو سايت ديدين خبرم کنيد |
| مرضيه: نوشته واسه پيش کارورزی...نه؟ |
| ...: اما می زنه یافت نشد!!! |
| ...: جوابا اومد |
| مصطفی: و اين داستان تا روز مرگت ادامه دارد ...
کاش از همان ابتدا بالاترين قله را انتخاب کنم |
| مصطفی: تازه ميبينی که قله های بالاتری هم هستن برای فتح کردن.... |
| ياسمن: ولی اگه يه مدت زياد واسه به دست آوردنش سختی کشيده باشی و تلاش کرده باشی..داشتنش به اندازه ی روياش قشنگ ميشه |
| مرضيه: قشنگتر از واقعيتش بوده
|
| مرضيه: قبول کنيد واقعيت اينه که وقتی به يه چيزی نزديک ميشی خوب سختيا و بدیاشم لمس ميکنی ديگه؟!بعد میبینی رویاش خیلی قش... |
| مصطفی: چرا هميشه بايد عاشق نداشته ها بود!!!!!
آيا داشته ها کافی نيستن؟؟
مثلا نمره علوم پايه من!!!! |
| مصطفی: جون من از دارو سازی بهتر نیس؟؟؟؟ |
| مرضيه: بياد نزديکتر و بهش برسی بيزار ميشی و ميفهمی فقط روياش قشنگ بوده |
| مرضيه: اينا عشقای از دور و بدون شناخته..همونا که وقتی |
| مهرسا: سلام من همیشه عاشق پزشکی بودم تعریف از خودم نباشه بچه ی با هوشیم هستم اما اتفاقایی افتاد که وارد رشته ریاضی شدم... |
| مصطفی: يادته سه سال پيش .....
البته که يادته |
| مصطفی: خدايا اين نوشته رو واسه تو می نويسم:
باز هم تو به عهدت وفا کردی و من زدم زیرش
چقدر زود....
|
| مصطفی: کليد رو زدن
|
| بله: مثل کره خر
|
| رضا: و حيوانات وحشی البته |
| هههه: آقای عليپور دوستدار شديد حيوانات اهلی هستن |
| رضا: اوه . اوه . اوه |
| مرضيه: و شروع کنيم به جانبداری جنسيت گرايانه |
| مرضيه: نه ديگه نشد اينجوری!اينجوری مجبور ميشیم تمايلات سياسی رو کنار گذاشته و |
| دوکی: وحيد دستجردی رفته گل بچينه |
| ؟: !!! |
| رضا: تقصير احمدی نژاده !!!! |
| رضا: نميدونم |
| رضا: اره |
| ؟: چرا جوابا نمياد!!!!! |
| مصطفی: رضا تو آنيييی!!
|
| رضا: سلام رضا |
| رضا: سلام رضا
|
| يکی: از اييييييين ۶ تا بازديد ۴ تاش خودم بودم... |
reza:  |
| کارند: تن مرد ونامرد يکيست زمان می برد بدانی مرد کيست |
| کارند نشين: من گربه هستم همتون را می خورم درس بخوانيد |
| کارند نشين: من درس نمی خوانم |
| کارند نشين: درس بخوانيد |
| کارند نشين: من شيخ غلام هستم از کارند |
| کارند نشين: دوست دار بچه کارند |
نا اميد: :- |
نا اميد: يکی کمک کنه!
من نمی دونم اناتومی چه جور بخونم؟! |
| رضا: به خدا هنوز برا خوندن علوم پايه زوده ... |
| فروغ: من ترم ۲ و ترم ۴ رو به همه ترما ترجيح ميدم...از ترم ۵ متنفرم(با پوزش فراوان) |
| مصطفی: خوب رای شما... بله
ولی برای من.... نخير |
ياسمن: راستی آقای بهادری از استقبال گرمتون متشکرم |
ياسمن: درسته آقای موسويان...ولی همه ی ترم ها به جز ۵ زشت بودن البته من به نظر شما احترام ميذارم |
| مصطفی: ميدونی چيه ..هر ترمی قشنگی و زشتی خودشو داشت
|
| رضا: در ضمن مصيبت وارده را به استقلالی های پکيده تسليت عرض مينماييم !!! |
| رضا: بهترين ترم : ۵
بدترين ترم : ۴
|
| مرضيه: منم به ترم ۳ رای دادم |
| مصطفی: بهترین ترم ۳
بدتريت ترم ۵ |
| رضا: آرش جان شرمنده . خیلی دلم میخواد نویسنده بشی ولی نمیتونم . ما خودمون هم با هم نمیسازیم !!! |
| رضا: آرش |
| رضا: ورود مجدد گروه خانم طهماسبی رو به فال نیک میگیریم ! |
| آرش: mikhastam.baraton matalebe jaleb bezaram.vali heyf shod ke moshtagh nistid |
| ندا و روژين: نه...فقط ترم ۳ |
ياسمن: بهترين ترم ...ترم ۵ بود.. |
| ن: آره هست |
| صادق: سلام کسی هست؟ |
| مصطفی: منم برگشتم !!!!
|
| محمدرضا: سلام
خوشحالم که برگشتيد خانم اميری |
رضا: من که تا اين لحظه ۱ جزوه هم نخوندم |
| فروغ: مثل اينکه برگشتنم خوب بود...الان دو نفر از روی جزوه هاشون پا شدن |
| ...: رضا آني؟
اگه تويي بيا چت كنيم؟ |
| مرضیه: قبول دارم...بدون فروغ یک درصد هم خوب نیست
|
| محمدرضا: سلام
جای خانم اميری خيلی خاليه.
ای کاش برگردن به وبلاگ. |
| رضا: نه . بيا چت کنيم
|
| اون يكي: رضا رفتي؟ |
| ...: حالم خيلی بده
|
| ...: چه سکوت غم انگيزی...
|
| کیانا: عینک بد بینی زچشم فرود آر
چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید |
| يکی: کاش بعضيا يکم
بی خيال هيچی نگم بهتره |
| مرضیه: دروغ نشه،بعضی وقتا هم معتقدم!:d |
| مرضیه: نمیتونم نظر بدم ولی به اینم معتقد نیستم که شانس ندارم! :d |
| ...: سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است... |
رصا: چرا کسی نمياد !!  |
| رضا: شما هم که اصلا شانس نداری |
|
|